ccucinema

Just another WordPress.com site

برای مدتی نمی نویسم!

برای مدتی نمی نویسم

رازهای «گادفیلتر» و حکم جلب اندیشه!

پس از فیلترینگ آرام و بی دردسر برخی وبلاگ ها حالا کار به خفت گیری پر سر و صدا ترین سایت خبری این روزهای هرمزگان رسیده است با این تفاوت که اینبار پای پدر مادر این سایت خبری هم در میان است.خبرگزاری ها به نقل از یکی از چهره های جان سخت و مورد وثوق ! دولت » اگر او را بهبهانی «وزیر راه و ترابری» هرمزگان بنامیم بیراهه نگفته ایم چون هیچ سقوطی تکانش نداده است .او گفته :عوامل یکی از سایت های تحلیلی خبری هرمزگان تحت پیگرد قرار می گیرند.دامنه فشار ، تهدید و ارعاب به تنها سایت خبری و البته  اصول گرای هرمزگان هم رسیده است آنهم توسط یکی از مهره های اصلی جبهه اصولگرایان! سایتی که گفته می شود توسط یکی از چهره های پرنفوذ و عالی رتبه هرمزگان مدیریت و از تهران کنترل می شود و تیم تحریریه اش هم در بندرعباس مستقر هستند و خوراک این سایت را تامین می کنند.برای اینکه اختلافات موجود را بررسی دقیق تری کنیم شاید بهتر باشد پرده اختلافات دیرینه شاکی و متهم را برداریم تا شاید به این نتیجه برسیم که اختلاف واقعی بر سر چهار خبر وتحلیل شبه انتقادی نیست.وقتی چهره مورد نظر در جلسات خصوصی و نیمه خصوصی اش از اختلافاتش با {…} سخن به زبان می آورد و او را یکی از طراحان اصلی پروژه برکناری اش می نامد در نتیجه می شود پی برد که اختلافات تنها برای سرکوب یک سایت نیست و پای سرکوب یک جریان در میان است..جریانی که اساسا یکی از انشعاب های حاکمیت فعلی است اما فعلا میز ارزش افزون تری نسبت به خواستگاه سیاسی مشترک دو طرف دارد.البته در این بین تنها روزنامه حامی جریان تهدید با تمام قوا حمایت های خود را علنی کرد تا آنها هم سهمی از بگیر و ببندها از آن خودشان کنند.این نخستین باری است که تهدید یک سایت رسما توسط متولی فرهنگی استان اعلام می شود اما تا به حال به ابن فکر کرده ایم پشت تعطیلی نشریات طی سالهای اخیر چه کسانی و به عبارت دیگر چه کسی بوده است؟چرا هیچیک از رسانه ها مانند اتفاق اخیر واکنشی نشان ندادند.روایت هایی که در ادامه می خوانید بخشی از مسائل پشت پرده نشریات تعطیل شده است.

وقتی به مدیر مسئول هفته نامه ای گفته شده بود چرا شما عکس ما را در نشریه اتان کار نمی کنید و از این دست اختلافات که بستر را آماده می کرد تا هفته نامه ای که مواضع اصلاح طلبی اش را مشخصا نشان می داد پیش از آنکه تهدیدی برای دیگر نشریات باشد تعطیل شد

هفته نامه ای دیگر هم دچار چنین وضعیتی شد با این تفاوت که شنیده شد هفته نامه … برای براندازی آمده است و منابع مالی اش از جای دیگری تامین می شود.کمی بعد هم پرونده یک گفتگوی مورد دار به میان آمد تا سرانجام تحریریه تصمیم به تعطیلی بگیرد.

کمی به عقب تر بر می گردیم.ضمیمه یکی از نشریات قدیمی هرمزگان پس از آنکه حسابی برای خودش مخاطب دست و پا کرد با پیگیری عده ای پرونده ش به دلایلی نا مشخص بسته شد.
….
و چند نشریه دیگر که به دلایلی غیر از آن چیز که عنوان شد مخطومه اعلام شدند.پشت بایکوت رسانه ها طی سالهای اخیر چه کسی نشسته است؟

 

Saeid-Farhangian-Iran


من ژوزه ساراماگو نیستم!

میهمان من دختر هنرمند فقید سرهنگ کاملی است.می گوید تا پیش از این رمان هیچیک از نوشته هایم را کسی نخوانده بود.رمان تازه منتشر شده اش آنقدر سر ذوقش آورده که نگارش کتاب دیگری را شروع کرده است.او در آستانه 73 سالگی قرار دارد و سالهاست  ساکن تهران است.با بی بی فاطمه کاملی نویسنده رمان تازه منتشر شده ی موج بلند ،نفس عمیق در یکی از روزهای اواخر پاییز گفتگو کردم که در ادامه می خوانید

چه شد تصميم گرفتيد در اين سن و سال رمان بنويسيد؟
ما به صورت آبا و اجدادي دستي در نوشتن داشتيم پدر من شاعر بوده و خواهرم هم دستي در شعر داشتند. پدرم مرحوم سرهنگ كاملي ديوان شعري داشت كه مسئول جمع آوري اش خواهرم عصمت كاملي بود. من در زندگي مانند ديگران خوشي ها و ناخوشي هايي داشته ام، ذاتاً شخصيت درون گرايي دارم و تيپ اخلاقي ام مردانه است (مي خندد)
علاقه داشتم هميشه درد خودم را روي كاغذ بياورم، مدتي براي دخترم ناراحتي پيش آمد و شايد پس از آن بود كه تصميم گرفتم در خلوت و تنهايي خودم كتابي بنويسم به همين جهت خاطراتم را فصل به فصل نوشتم.
تصميم دارم به نوشتن ادامه دهم و الان هم در شرف نوشتن كتاب ديگري هستم. اميدوارم كتابم را خوانندگان بخوانند و بپسندند.
متولد چه سالي هستيد خانم كاملي؟
1317
خيلي دير تصميم به نوشتن نگرفتيد؟
براي هيچ كاري دير نيست، همه چيز به اراده قوي و اعتماد به نفس آدم بستگي دارد.
من با ابراهيم پشتكوهي درباره ي شما صحبت مي كردم مي گفت شما هم مثل ژوزه ساراماگو دیر شروع به نوشتن کردید.
درست است که دیر شروع کردم اما سعی کردم درست شروع کنم. با این همه من ژوزه ساراماگو نيســـــتم! (مي خندد) ابراهيم پشتكوهي لطف دارد او مثل پسر من است. اميدوارم آينده درخشاني كه در پيش دارد را همينطور پيش برود.
ما كتاب شما را نخوانده ايم حالا اگر بخواهيد پيش از خواندنش پيشنهاداتي درباره ي رمانتان به خوانندگان ما بـدهيد چه مي گوييد؟
اين رمان خاطرات خودم و فرزندانم است. در كتاب به نوعي نگاه رسيده ام كه براي همه جذاب و خواندني باشد. من نام ها را تغيير داده ام اما براي نزديكانم داستان ملموس است. آنهايي كه كتاب را خوانده اند رمان را پسنيده اند. من اگر داستان را لو دهم لطفش را از دست مي هد پس بهتر است چيزي نگويم زيباتر است كه از خواننده پيش از خواندن  چيزي نداند و با عشق آن را بخواند.من فكر مي كنم كتاب من كتابي است كه مخاطب پيش از اتمامش آن را روي زمين نمي گذارد.
اسم رمان از ابتدا همين بود؟
بله. موج بلند، نفس عميق!
البته چند اسم ديگر هم در ذهن داشتم اما با مشورتي كه انجام دادم به اين نتيجه رسـيدم كه بهترين اسم همين است.
نوشتن كتاب چقدر زمان برد؟
تقريبا دو سال طول كشيد و اگر بيماري ام اجازه دهد و رمان موج بلند… توسط مخاطبان مورد قبول واقع شد باز هم مي نويسم.
تحصيلاتتان در چه رشته اي بوده است؟
من طبيعي يا همان تجربي خوانده ام. شاگرد خوبي بودم. گاهي به اين فكر مي كردم که به سمت پزشكي بروم اما گرايشم به سمت ادبيات بيشتر بود اما كسي نمي دانست .وقتي اين رمان را نوشتم حتي خواهرم كه بيشتر از همه به من نزديك بود هم نمي دانست.معتقدم رمان مي بايست آتش زير خاكستر باشد براي همه! و پيش از انتشارش كسي از محتواي آن چيزي نداند.
به طور معمول چه كتاب هايي رو مي خوانيد؟
از جان كريشا نويسنده ي امريكايي كه خودش قاضي دادگستري بود كتاب مي خوانم تا سينوهه و ادبيات جهان. معمولا هر كتابي را مي خوانم.
مي شود

شما را میتوان اولين هرمزگاني رمان نـويس كه كتابش منتشر شده است  خطاب كرد اما الان كمي ترديد دارم چون شما ريشه اي لاري داريد؟
من هــرمزگاني هستم و افتخـــار مي كنم. پدر و مـــاردم هرمزگاني بودند و خودم هم اينجا متـــولد شـــده ام.

پست بعدی:رازهای گادفیلتر

فهرست ممنوعه ها و رخت اصلاح طلبی!

Naser-Moghadam-Iran-(1)

عذرخواهی کردن روز به روز دارد سخت تر می شود حتی اگر به شخص از آسمان وحی منزل شود اشتباه کرده است.من یک عذرخواهی بدهکارم.می گویم چرا و چطور.وقتی در ندای جوان می نوشتم برای یکی از پرونده ها پیشنهاد دادم او بنویسد.گفتند او برای نشریات محلی نمی نویسد.گفتم چرا {انگار او محکوم به نوشتن باشد بهم ریختم}گفتند نظرش این است که در این شرایط برای نشریات استانی ننویسد.محمد ذاکری را می گویم همان سردبیر شماره نخست ماهنامه فرهنگستان جنوب،همان سردبیر و مدیر مسئول هفته نامه موفق و ناکام { از حیث عمر طولانی} و وبلاگ نویس فیلتر این روزها { حتی اگر لاتیدان دو سر و کله اش پیدا شود که شد او همچنان در فهرست ممنوعه هاست }این یادداشت را نه به خاطر فیلترینگ این روزها بلکه به خاطر اینکه بگویم محمد ذاکری عزیز ! باید صبور می شدم و دندان به جگر می گذاشتم تا بدانم او چرا قلمش را خرج نشریات استانی نمی کند.در پوست خود نمی گنجم از این ساده خرج نشدن!نشریاتی که نه فشار سانسور بر روی دوششان است و نه الو بفرمایید فردا برای چند پرسش در خدمتتان باشیم.هیچکدام از اینها نیست.تو را خدا نگویید شما چه می دانید از پشت صحنه مطبوعات.هر چه هست و نیست یک خودفروشی تمام عیار است و بس.محمد ذاکری عزیز من شما را تحسین می کنم به خاطر یک عمر خودتان بودن!عرض می کنم یعنی چه.حضرتعالی تکلیفتان با خودتان روشن است و با هیچکس یر سر تیتر و عکس  لابی نکردید.نمی دانستم آنهایی که رخت اصلاح طلبی { هنوز اعلام نکرده اند اصلاح طلبی جرم است }پوشیده اند سر و دستشان می لرزد شما را چاپ کنند.هم شما را و هم عده ای دیگر.آنها شما را حذف کرده اند تا خودشان را خرج نکنند هرچند هنوز هم با همان رخت اصلاح طلبی به وبلاگتان سر می زنند تا هم بخوانند شما را و هم هزینه ندهند.آقای محمد ذاکری عذرخواهی مرا صمیمانه پذیرید.

مدتی از مرگ هفته نامه ارمغان برایم می گذرد.لااقل چون نوزاد بود خاطره ای نداشتیم گریه مان هم نیامد . اما یک ماه در شکممان بود و ما هم چشم انتظار.چقدر تاسف دارد که بگویند از فلان اداره زیربط و بی ربط دستور داده اند با این تیم قطع رابطه کنید یا قطعتان می کنیم.ما قطع شدیم یا کردند تا پایه های هرچیز که صلاح است سست نشود {میگذارم به حساب مهرورزی و رخت اصلاح طلبی}چقدر بد است که ما هنوز سی ساله نشدیم برایشان ترسناکیم.به امام حسین  «ع» قسم بیاییم کمی قوی تر باشیم ، ضایع است جلوی غریبه ها..ما بچه ایم هنوز!

درباره ی آغاز وبلاگم این را بگویم که پس از فیلتر بار اول و سرانجام هک آن توسط اداره فخیمه {…}تصمیم گرفتم جهت آرامش و امنیت بیشتر از بلاگ اسکای علیه رحمه نقل مکان کرده و در کشور ووردپرس اقامت گزینم.هوا خوب است ، امکانات هم بیشتر ! هنوز هم یک وبلاگ فرهنگی اجتماعی هستم و آماده هرگونه حذف و فیلترینگ!این کشور امکان زندگی مجدد پس از چند دقیقه را می دهد.ما حالمان خوب است شما چطور؟